عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
419
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
اندران حال جان بداد رحمة اللّه عليه ، نور حفرته . وفات امير محمود رحمة اللّه روز پنجشنبه بود بيست و سوم ماه ربيع الاخر ، سنه احدى و عشرين و اربعمائه . و بمرگ او جهانى روى بويرانى نهاد . و خسيسان عزيز گشتند و بزرگان ( 251 ) ذليل شدند . ولايت امير جلال الدولة و جمال الملة ، ابو محمد [ 1 ] محمد بن يمين الدوله رحمة اللّه تعالى عليهما و چون امير محمود رحمة اللّه فرمان يافت ، امير مسعود رحمة اللّه به سپاهان بود ، و امير محمد رحمة اللّه به گوزگانان بود پس على بن ايل ارسلان الحاجب كه خويش امير محمود رحمة اللّه بود ، شغل سياست را نيكو ضبط كرد . و احوال پادشاهى را برقرار بداشت و نگذاشت ، كه هيچكس بر كسى افزونى كند . و شهر غزنين چنين شد كه به مثل گرگ و ميش همى آب خورد و كس فرستاد ، و امير محمد [ 2 ] ( را ) رحمة اللّه بياورد ، و به امارت بنشست بر جاى پدر . و اول كار [ 3 ] مظالمى ساخت ، و سخن متظلمان بشنيد ، و داد ايشان از يك ديگر بستد . و پس اندر جرايد و دفترهاى نواحى بفرمود تا نگاه كردند و هر جاى كه خراب بود ، و سبب خراج آن ، بر خداوندان جاى رنج بود ، آن خراج را نظر كرد ، [ 4 ] و رعايا را تألف كرد و بفرمود : تا در خزينه را بكشادند و همه حشم و لشكريان را
--> [ ( 1 - ) ] كذا در هر دو . در مطبوع ناظم و برخى كتب ديگر ابو احمد است . در تاريخ بيهقى ( ص 8 ) ابو احمد و در ( ص 216 ) در يك سند رسمى دولتى ابو محمد است . [ ( 2 - ) ] هر دو : محمود ؟ [ ( 3 - ) ] هر دو : كارى . [ ( 4 - ) ] يعنى صرف نظر كرد .